{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شروعی دوباره

#شروعی دوباره

P4

_ بسه دیگه میزاری اینو بخونم یا میری بیرون

= باشه من ساکت میشم

ویو جویی

اون دختره معلوم بود عاشق جونگ کوکه و داشت بهم سوال های مسخره می‌پرسید منم یکم حرصش رو درآوردم توی این فکر بودم که اون دختره کیه که جونگ کوک گفت

_ امضا کردم

+ باشه خب مبارکه آقای شریک

_ همچنین بانو

= بانو چیه جونگ کوک

+ معرفی نکردی ایشون کین

_ ایشون دختر عموی من لارام هستن

+ خوشبختم از آشناییت دیگه بریم تو بار که من خیلی وقته توی جای خودم ننشستم

_ بریم


ویو کوک

رفتیم پیشه یک در که توی یک راهرو بود من درو باز کردم وقتی رفتیم داخل اونجا یک بار دیگه هم بود که خیلی زیبا دیزاین و تراحی شده بود داشتم اونجارو نگاه میکردن که جیوون صدام کرد و گفت

+ جونگ کوک بیا اینجا

_ باشه

+ خب ببین اینجا به جز تو شیش نفر دیگه هم هستن و یه سوپرایز دارم برات و تو هم کنار من میشینی باشه

+ خب تا یک ساعت دیگه اون شیش نفر میان ولی یک نفرشون اینجاست

_ تهیونگه نه

+ خودش گفته بهت

_ آره

+ خب پس با بچه های دیگه آشنا میشی

ویو جویی داشتیم در باره ی بقیه کار حرف میزدیم که نور رفت روی در و شریکان آمدن داخل و . . .
دیدگاه ها (۰)

#Blond پارت ۲ویوی jimin:تو ماشین بودیم و داشتیم حرف میزدیم+ه...

ممنونم زیبا

شب تولدم پارت 15 ات: 80 درصد جونگ کوک: نه بابا تهیونگ و جیمی...

part 17عشق پنهانات: خب کی میریم که ازدواج کنیم؟جونگ کوک: ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط