یک روز میایی که من نه عقل دارم نه جنون

👇
یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین ، مست و خمارت نیستم

شب‌زنده داری می کنی تا صبح زاری می کنی
تو بیقراری می کنی ، من بیقرارت نیستم

پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد
گل میدهی ، نو می شوی ، من در بهارت نیستم

زنگارها را شسته‌ام دور از کدورت‌های دور
آیینه‌ای رو به توام ، اما کنارت نیستم

دور دلم دیوار نیست ، انکار من دشوار نیست

اصلا منی در کار نیست ، امن ام حصاری نیست
دیدگاه ها (۰)

گاهی یک کلیپ ۶۰ ثانیه ای،اندازه ۶۰سال عمر به انسان درس زندگی...

هزار سال میان جنگل ستاره‌ها پیِ تو گشته‌امستاره‌ای نگفتکزین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط