تازه فهمیدم که این دنیا فقط دنیا نبود

تازه فهمیدم که این دنیا فقط دنیا نبود
صرفِ رفتن آمدیم و جای ماندن ها نبود

آن یکی بر فتحِ اینجا لشکری آورده بود
غافل از،این چون نیازش یک وجب گویا نبود

عاشقانش مدِّعی بودند و یک عاشق نما
جز یکی ،چون نزدِ مجنون هیچ کس لیلا نبود

عالمانش هم همه بر طبلِ تو خالی زدند
علم شان جز بحث از آن یک آدم و حوّا نبود

از خطیبانش نگویم بیش از اینها بهتراست
کارشان القصه جز تعریف از آن پاشا نبود

شاعران و کاتبانش هم بماند شعرشان
با غرض یا بی غرض چون خطشان خوانا نبود

از میان آن همه گلهای زیبا یش یکی
سهمِ ما شد،حیف شد ،چون عطرِ او برما نبود

ساقیش هم یک شرابِ نابِ ناب آورده بود
من چشیدم ،از شرابش آن چنان گیرا نبود...

#خاصترین
دیدگاه ها (۴)

تا به حال برای دلت مادری کرده ای؟در آغوشش بگیری و دست نوازشی...

اگه خسته ای؛ اگه مدام افتادی و دوباره پاشدی؛اگه کسی نمیفهمتت...

عروسک نازم بعد مدتی دوری مدت کوتاهی اومدی پیشم اما حیف دوبار...

آن را که درهوای تو یک دم شکیب نیستبا نامه ایش گر بنوازی غریب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط