اسم رمان:
اسم رمان:
#معشوقه_مخفی_پادشاه
ژانر:عاشقانه،تاریخی،bl
وضعیت:نامعلوم
شخصیت های اصلی:جونگ کوک و تهیونگ
شخصیت های فرعی:درباریا و بقیه رو خودتون میفهمید
خلاصه رمان:
چی میشه اگه پادشاه ظالم و مغروری که همه ازش میترسن و حساب میبرن توی زمانی که همجنس گرایی مد نبود و مجازات داشت عاشق یه برده کیوت و سلیطه بشه و....
شخصیت ها :
جونگ کوک پسری شیطون، بازیگوش و کمی شیرین عقله که کل شهر عاشقشن و دوسش دارن چون اون خیلی آدم مهربونیه و به همه تو هر کاری کمک میکنه،
باباش آهنگره و مامانش بانوی قصر اما باباش بیش از حد از پادشاه بدش میاد چون چند سال پیش که پادشاه برای خوشگذرونی به شهر میاد پدربزرگ جونگ کوکو بخاطر اینکه صدای آهنگریش اذیتش میکرده (پدر بزرگشم آهنگر بوده)میکشه به همین خاطر جونگ کوکم از پادشاهی که حتی یه بارم ندیدش متنفره
♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪
پادشاه کیم بسیار آدم جدی،مغرور،خشن و ظالمه که به هیچکس اهمیت نمیده و همه باید به حرفش گوش کنن و اگه گوش ندن و خلاف خواستش عمل کنن جونشونو از دست میدن و اون با کسی شوخی نداره حتی خانوادش اون پدر خودش رو کشت تا به تخت بشینه و بعدشم مادر و خواهرشو به خاطر اینکه از مردم طرفداری میکردن و اینکه اون بیش از حد عاشق قدرته و به همین خاطر با دختر پادشاه کشور همسایه ازدواج کرد و بعد خودش چند نفرو فرستاد تا خانواده همسرشو بکشن و از اونجایی که همسرش برادری نداشت همسرش شد پادشاه کشور همسایه اما فکر کردین اون به همسرش رحم میکنه معلومه که نه! اون حتی همسر خودشم کشت و پادشاه کشور همسایه شد و کشور خودش و اون کشور همسایه رو باهم یکی کرد که تبدیل شد به بزرگترین و پر منابع تربن کشور جهان و این قدرت و مغروریتشو صد برابر کرد
شرط ها :
۱۰لایک 🛐
۵ بازنشر🫶🏻
۱۶تا کامنت 🫀
#معشوقه_مخفی_پادشاه
ژانر:عاشقانه،تاریخی،bl
وضعیت:نامعلوم
شخصیت های اصلی:جونگ کوک و تهیونگ
شخصیت های فرعی:درباریا و بقیه رو خودتون میفهمید
خلاصه رمان:
چی میشه اگه پادشاه ظالم و مغروری که همه ازش میترسن و حساب میبرن توی زمانی که همجنس گرایی مد نبود و مجازات داشت عاشق یه برده کیوت و سلیطه بشه و....
شخصیت ها :
جونگ کوک پسری شیطون، بازیگوش و کمی شیرین عقله که کل شهر عاشقشن و دوسش دارن چون اون خیلی آدم مهربونیه و به همه تو هر کاری کمک میکنه،
باباش آهنگره و مامانش بانوی قصر اما باباش بیش از حد از پادشاه بدش میاد چون چند سال پیش که پادشاه برای خوشگذرونی به شهر میاد پدربزرگ جونگ کوکو بخاطر اینکه صدای آهنگریش اذیتش میکرده (پدر بزرگشم آهنگر بوده)میکشه به همین خاطر جونگ کوکم از پادشاهی که حتی یه بارم ندیدش متنفره
♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪♪
پادشاه کیم بسیار آدم جدی،مغرور،خشن و ظالمه که به هیچکس اهمیت نمیده و همه باید به حرفش گوش کنن و اگه گوش ندن و خلاف خواستش عمل کنن جونشونو از دست میدن و اون با کسی شوخی نداره حتی خانوادش اون پدر خودش رو کشت تا به تخت بشینه و بعدشم مادر و خواهرشو به خاطر اینکه از مردم طرفداری میکردن و اینکه اون بیش از حد عاشق قدرته و به همین خاطر با دختر پادشاه کشور همسایه ازدواج کرد و بعد خودش چند نفرو فرستاد تا خانواده همسرشو بکشن و از اونجایی که همسرش برادری نداشت همسرش شد پادشاه کشور همسایه اما فکر کردین اون به همسرش رحم میکنه معلومه که نه! اون حتی همسر خودشم کشت و پادشاه کشور همسایه شد و کشور خودش و اون کشور همسایه رو باهم یکی کرد که تبدیل شد به بزرگترین و پر منابع تربن کشور جهان و این قدرت و مغروریتشو صد برابر کرد
شرط ها :
۱۰لایک 🛐
۵ بازنشر🫶🏻
۱۶تا کامنت 🫀
- ۲۶۳
- ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط