{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می گویند بعضی آتشها

می گویند بعضی آتشها
برای گرم کردن دست ها نیستند؛
برای روشن نگه داشتن راهی است که
قرارست کسی که برنگشته راه را گم نکند!

کتری را گذاشتم روی آتش و چای را سپردم به سکوت سبز جنگل یاد تو افتادم
که شاید جایی دور همین لحظه
به آسمان نگاه میکنی
در این روزگار پرزخم، آدم گاهی آرزو نمیکند کسی برگردد؛ فقط آرزو میکند اگر روزی از راه رسید هنوز نوری در پنجره ای چشم به راه مانده باشد تا راه خانه را نشانی بدهد!

من امروز چیزی نخواستم.... جز اینکه آنچه باید برسد راهش را از میان تمام فاصله ها پیدا کند؛ بی آنکه کسی بداند چه کسی برای چه کسی چراغی روشن گذاشته یادت بماند انتظارها را نباید صدا زد؛ باید امید داشت..... کافی ست آتشی روشن باشد تا آن که باید راه خانه را پیدا کند
#amd_msn11
دیدگاه ها (۴)

خانه پیامبر(ص) کجاست؟ شاید اگر امروز از ما بپرسند، نشانی کوچ...

نسل‌های گذشته یک امتیاز بزرگ داشتند و ‌آن اینکه پدر و مادرها...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 1صدای باران آرامی از پشت پنجره‌ی کوچ...

فیککککککک های جدید

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

......//برده ی زیبا//......

007-پنهان در مه - پارت ۶۶

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط