سفرت به سلامت پدری دیگه درد نمیکشی تموم شد درد دیگ

سفرت به سلامت پدری... دیگه درد نمیکشی... تموم شد، درد دیگه ای نداری که بکشی. حتی لحظه آخری که توی بیمارستان دیدمت هم داشتی غر میزدی که چرا بوست کردم... چرا نیستی؟ رفتی؟ منو تنها گذاشتی؟ دیگه حرص منو نمیخوری؟ قربونت برم... چرا خورشید تو آسمون می‌تابه وقتی خورشید زندگیم غروب کرد؟

الان بهت بگم خدا بیامرزه؟ من همین دیشب داشتم تلفنی باهات حرف میزدم نامرد...
دیدگاه ها (۳)

اسمش چیه چرا هیچکس بهم نمیگههههه

وای حق من همیشه انگوره بودم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط