{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا کی در انتظار گذاری به زاریم باز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم دیشب به یاد زلف تو در پرده‌های ساز جان سوز بود شرح سیه روزگاریم #شهریار

دیدگاه ها (۱)

قطار .خستگی ام را کشان کشان میبرد

رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد ♬!دلشوره ی ما بود، دل آرام ج...

از کربلا جاموندم...

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم توییماه پشت ابر پنهان شد، گ...

#دوستت_دارم و دانم که تویی دشمن جانماز چه با دشمن جانم شده‌ا...

ای ماهترین من ، .. ای از همگان خوشتر ...آن چشم خمار تو بر ای...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط