{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشست تو ماشین

نشست تو ماشین ..
دستاش می لرزید ..
بخاری روشن کردم ؛
گفت: ماشینت بوی دریا میده ..
گفتم: ماهی خریده بودم ؛
گفت: ماهی مُرده که بوی دریا نمیده !
گفتم: هرچیزی موقع مرگ، بوی اونجایی رو میده که دلتنگشه ..
گفت:پس من بمیرم، بوی تورو میدم :)🌊
دیدگاه ها (۱)

برای همه ما «یک نفر»هست که با بقیه فرق میکنه..یه نفر که نوتی...

اولین تجربه ها هیچوقت از یادت نمیره!! مثلا اولین قرار ، اولی...

@QWV-O_cfz میدونی رفیق جون خوده خوده معجزه خُدا خلقِ تو بوده...

راستش وقتی میخوام از تو بنویسم باید بگم که تو برام : شبیهِ ...

نام فیک:عشق مخفیPart: 22ویو جیمین*توی ماشین نشسته بودم که دی...

رمان بغلی من پارت ۱۵۷و۱۵۸و۱۵۹و۱۶۰ارسلان: خیلی ناز شدی کوچولو...

چند پارتی درخواستی پارت ۳ا/ت . با ترس به شیشه ماشین نگاه میک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط