{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از تو

💜💜
بعد از تو
دیگر دست هایم توان نداشت
به روی لبی کشیده شود تا رژی را پاک کند
بعد از تو
دیگر زبانم توان نداشت
به کسی بگوید دیوانه لب هایت را چنین شیرین نکن
بعد از تو
دیگر چشم هایم جان نداشت
به روی دلبریِ کسی چپ چپ نگاه کند تا حرمت نگاه دارد
بعد از تو
من دیگر توان نداشت
خودش را نصیحت کند تا عشق را پیگری کند
بعد از تو
دیگر نشد به نرفتن کسی اصرار کند
بعد از تو،
بعد از تو من مُرد
اما نفس کشیدن را مجبور شد...
دیدگاه ها (۰)

💜💜آدم وقتی لبریز است از یاد کسی، هر روز هر جا که میرود یادش ...

💜💜ای عشق، ای معشوق آشنای همه عاشقانه‌ها هر کس، زبانِ حالِ خو...

💜💜تو از میانِ تمام شعرهاهمانی که هیچ‌گاه نمی‌نویسماز‌ میان خ...

💜💜شببرای بعضی آدمهاوقتِ خواب نیست.بهانه ای ستتا چشم روی هم ب...

سـایه های بارانـے"𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓" ︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼︵᷼⏜۪۪۪︵۫۫۫ʾ۪۫ׄ︵᷼⏜۪...

یک ماه از آن شب بارانی و نجات دراماتیک گذشته بود. حالا عمارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط