{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیجده سالم که بود از خونه زدم بیرون رفتم تا سر کوچه دنبال

هیجده سالم که بود از خونه زدم بیرون رفتم تا سر کوچه دنبال درس و دانشگاه و کار و زندگی
، برگشتم خونه دیدم ۳۰ سالم شده! نشستم شمردم دیدم خیلی ساله...
گفتم آقا اشتباه شده  بذار یه بار دیگه برم سر کوچه و برگردم شاید درست شد ، ولی نشد.
نشستم سر کوچه یه نفر رد شد گفتم: یه ده سال این طرفا گم کردم شما ندیدیش؟
خندید و گفت: من دارم دنبال ۴۰سال خودم میگردم . بنظرم پاشو برو تا بقیشو گم نکردی . دوتایی خندیدیم..
دیدگاه ها (۰)

#وعده_صادق 1404/03/30

#رهبری #جنگ #ایران #ولایت_فقیه

💔💔

رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥#پارت۲هردومون خندیدیم و من یه پس گردنی...

پارت دوم از رمان عشق یا نفرت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط