{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💜💜

💜💜
دلتنگش شدم
چشمانم را بستم
او را از میان خاطره‌ها بیرون آوردم
در میان آغوشم تصورش کردم
لبخندی بر لبم بود
قطره اشکی از گوشه چشمم جاری شد.
دیدگاه ها (۰)

💜💜دلم یک زمستان سخت می خواهدیک برفیک کولاکبه وسعت تاریخکه بب...

💜💜مهربونی تزیین لحظه هاست و تو وجودت گره خورده با مهربونی و ...

💜💜در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرماصلا به تو افتاد مسیرمکه ب...

💜💜دوباره شب باسڪوتش تورا باتمام خاطراتت درمقابل چشمانم به تص...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_27گوشیو از جیبم در آوردم دست...

Part ¹با سردرد شدیدی از خواب بیدار شدم، لباس عروس هنوز تنم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط