{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

داشت برایم شعر میخواند
که پریدم میان یکی از مصرع ها و گفتم:
بوسه دارید؟
ابروهایش را گره زد و با لبخند نگاهم کرد!
تکرار کردم شما بوسه دارید!؟
از آن بوسه ها که انتها ندارند!
که دوستت دارم هایم را لابه لایش بچشی و بفهمی!
از آن بوسه ها که دهانم را طوری پر کند
از گوشه ی لبهایم بچکد روی لباسم؛
گل کند،شکوفه بزند،بهار برسد!
از آن بوسه ها که تا ماه ها لبهایم را بچشم و با لبخند بگویم چقدر شیرینی!
خندید...
خندید و با چشم های بسته نگاهم کرد!
خندید و با لب بسته دیوانه خطابم کرد!
بلند گفت:دوستت دارم جان دلم
و من از خوشی میان شعری که میخواند
قافیه در قافیه،ردیف شدم!
زندگی انگار این بود؛
دو مصرع،کنار هم،یک شاه بیت!
با طعم بوسه!
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

بیاد شهید حاج قاسم وطن مادروطن پدر پاس داریم ایران را

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

عاشقانه های شبنم درکنارزندگیم

«کیس مارک» **#درخواستی #تک پارتیصدای الارم اتاق را گرفت زود ...

#FALLEN.ECHOESPart 1باران شدیدی می‌بارید.قطرات باران با شدت ...

سرنوشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط