{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با همه ی شعر و غزل خوانی ام

با همه ی شعر و غزل خوانی ام
گنگ ترین واژه ی عرفانی ام

گوی مرا طاقت صبری نماند
کز طلب عشق تو چوگانی ام

فخر من این است که در عید تو
پیش قدم های تو قربانی ام

تو غزل معرفت و حکمتی
من خط نشناخته،سریانی ام

شاعرم و فال به نامت زدم
ترسم از آن است بسوزانی ام

باغ تو را در همه جا آبیار
نیست به جز دیده ی بارانی ام

ناب ترین شعر همی دانمت
سخت ترین قافیه می دانی ام

عقل ز دستم شده و سایه وار
در شُرف بی سر و سامانی ام

پیش بیا طالع من را بخوان
تا که بدانی ز پریشانی ام

در دل من تیرگی داغ هاست
گرچه پر از هاله ی نورانی ام...

#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

با همه ی شعر و غزل خوانی امگنگ ترین واژه ی عرفانی امگوی مرا ...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگ...

با همه ی بی سر و سامانی ام با همه ی بی سر و سامانی ام باز به...

شعر: محمدعلی بهمنیبا همه‌ی بی سر و سامانی‌ام باز به دنبال پر...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگ...

با همه‌ی بی سر و سامانی‌ام باز به دنبال پریشانی‌ام طاقت ف...

مه ی بی سر و سامانی امباز به دنبال پریشانی امطاقت فرسودگی ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط