{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

انتخاب من

انتخاب من
پارت8(:
و بله یوری فهمیده بود که ا.ت شنا بلد نیست
و برای انتقام براش نقشه ریخته بود.
صبح روز تولد🎂
ا.ت ویو
امروز مدرسه تعطیل بود منم امروز رو خاص و عجیب نگذروندم کل روز تو استراحت بودم یا هم درس میخوندم
تا اینکه عصر شد میدونستم یوری قراره بلایی
سرم بیاره ولی، خب که چی تصمیم گرفتم به تولدش برم
لباس شیک سیاه رنگی رو انتخاب کردم رو تختم انداختم و خودمم رفتم یه دوش 1 ساعته بگیرم
اَفتِر 1 ساعت⏰️
خیلی عالی بودم پوستم میدرخشید ساعتو دیدم 5و نیم بود تا شش اماده شدم تاکسی گرفتم و رفتم.خونشون،خونه نبود ،کاخ بود ولی شاید منکه از محله کوچیکی امده بودم این خونه رو کاخ میبینم .رفتم و یه گوشه ای نشستم و آزار اذیت هاشونو میدیدم داشتن به دختر تپل مدرسه قلدری میکردن .میخواستم از کنارشون رد بشم و برم پیش تهیونگ که یوری منو تو استخر هل داد و چون شنا بلد نبودم مطمئن بودم میمیرم ولی جونگکوک لیوان دستشو کنار کوبید و برا نجاتم تو آب پرید
جونگکوک=خوبی
ا.ت=خوبم....
یوری ویو
تو شوک بودم الان جونگکوک برا نجات اون تو آب پرید؟واقعا عجیبه
ا.ت ویو اونجارو ترک کردم داشتم پیاده میرفتم چون تاکسی نبود ولی جونگکوک با ماشین دنبالم اومده بود هرچقدر اصرار کرد سوار نشدم
جونگکوک=الان سرده راه خونت دوره بیا برسونم
ا.ت=نمیخوام برو پی کارت
جونگکوک=ا.تتتت
ا.ت رفت سمت جنگل
جونگکوک=اه لعنتی
ا.ت ویو
رفتم جنگل چون این جونگکوک هم دستبردار نبود اومد دنبالم وسط راه ها غیبش زد با یه دادم خفیف.
ا.ت=جونگکوک؟جونگکوک؟اصلا شوخی خوبی نیس داری نگرانم میکنی !
ناگهان جونگکوک از پشتش در اومد و لباشو روی لبای نرم ا.ت گذاشت
...
دیدگاه ها (۱)

پارت اولتاریکی مطلقشب آشغالا رو به بیرون آوردم ولی یه حس عجی...

میشه لایک کنی🎀

انتخاب من

انتخاب من

مافیای عاشق

عشق مافیا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط