{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍁شب🍁

قلبم به درد آمده باز میان گیر و دار شب
بیا که با تو بشکند سکوت ماندگار شب

قامتت سرو رعناست ناز کم کن عشق والا
بیا تا نور تو دهد پایان بر اعتبار شب

بیا که با صدای تو می شکند سکوت شب
تا آخرین نفس زدم قرعه به این قمار شب

این دل غمگین شده از بی مهری و جفای تو
غذای گرگ هر شب است در حلقه شکار شب

در شب سرد حادثه با دام مهر و عاطفه
شدم اسیر تو در این دایره ی حصار شب

دلم خون شد غریبانه عذابم را ندیدی تو
سهم من از تو حال بد ساعت بی قرار شب

دعا کردم که برگردی شده با دیگری باشی
ولی حالا شدم خسته از تو و این پیکار شب
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۰)

🍁کاش🍁

🍁بیا عشقم🍁

🍁دوباره عشق🍁

🍁دوباره عشق🍁

~LIKE THE DAY THAT I MET HIM~~هماننده روزی که او را ملاقات ...

My_company_model پارت 22ویو بینا با نور خورشید بیدار شدم توی...

قلب های مرده پارت ۴۸با هم به سمت میز شیرینی رفتیم. کنار پنجر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط