جهت اطلاعاسکات ریتر افسر اطلاعاتی سابق آمریکا
جهت اطلاع/اسکات ریتر افسر اطلاعاتی سابق آمریکا :
سرویسهای اطلاعاتی خارجی طی سالهای گذشته در جذب نیرو و نفوذ عمیق آنها در داخل ایران بسیار موفق عمل کردهاند. نمونهی روشن آن را در جریان عملیات پهپادیِ جنگ ۱۲روزه دیدیم؛ جایی که ناگهان کارخانههای مخفی تولید پهپاد از هیچکجا سر برآوردند و خودروهایی در سطح کشور تردد میکردند که پهپاد پرتاب میکردند. همهی این اتفاقات درست زیر چشم دولت ایران رخ داد.
با این حال، دولت ایران در نهایت موفق شد این شبکه را شناسایی و متلاشی کند. اما پیام ماجرا این بود ـ و حتی یوآف کوهن، رئیس پیشین موساد، بهطور تلویحی به آن اشاره کرد ـ که «چیزهای بیشتری در آستین داریم». به نظر من، این همان مرحلهی بعدی بود.
سرویسهای اطلاعاتی خارجی با هماهنگی یکدیگر، بحرانی مالی و فروپاشی اعتماد عمومی در اقتصاد ایران را طراحی کردند؛ بحرانی که به شکلگیری اعتراضات واقعی و مشروع در خیابانها انجامید. به مدت دو روز، مردم ایران بهصورت مسالمتآمیز به خیابان آمدند و دولت نیز اجازهی برگزاری این تجمعات را داد. اما در روز سوم، هستههای سازمانیافته فعال شدند و از همانجا خشونت آغاز شد.هدف این بود که سطح خشونت آنقدر بالا برود که حکومت ناچار به واکنش شدید شود. سپس طراحان این سناریو بتوانند اوضاع را «ربایش» کنند.همزمان قرار بود حملات هوایی انجام شود تا توان واکنش دولت سرکوب شود و در نهایت شرایط برای وقوع یک انقلاب فراهم گردد. آنها تا آستانهی تحقق این هدف پیش رفتند.اما مشکل اینجا بود که دولت ایران، بهواسطهی کارآمدی اطلاعاتی، زودتر از زمانی که برنامهریزی شده بود، این پروژه را در نطفه خفه کرد.موساد، MI6 و CIA بهطور گسترده از استارلینک بهعنوان ابزار ارتباطی استفاده میکردند؛ چرا که این شبکه خارج از زیرساخت اینترنت داخلی ایران عمل میکند. ایران سالهاست که یک «کلید قطع» برای اینترنت دارد؛ قابلیتی که به دولت اجازه میدهد برای مقابله با ارتباطگیری گروههای مورد حمایت خارجی، اینترنت را بهطور کامل قطع کند.
در تابستان ۲۰۲۳، ایران با همین ابزار توانست هستههای نفوذی را بهخوبی مهار کند، زیرا کنترل کامل اتصال اینترنت داخل کشور را در دست داشت. استارلینک قرار بود این ضعف را برای سرویسهای اطلاعاتی جبران کند.
مشکل این بود که همین سرویسها در اوکراین نیز بهشدت از استارلینک استفاده کرده بودند؛ برای هدایت پهپادها، ایجاد ارتباطات میدانی و مدیریت خطوط نبرد. زمانی که نیروهای اوکراینی در اوت ۲۰۲۴ وارد منطقه کورسک شدند، ارتباطات بلادرنگ آنها کاملاً مبتنی بر استارلینک بود.
روسیه خیلی سریع متوجه شد که استارلینک به یک معضل جدی تبدیل شده است. من به یاد دارم که در اینباره با آلادینوف صحبت میکردم. روسها در واکنش، دو توانمندی منحصربهفرد توسعه دادند: نخست، قابلیت ردیابی استارلینک هم در مبدأ و هم در مقصد؛ به این معنا که اگر کسی از استارلینک استفاده کند، روسها میتوانند دقیقاً تشخیص دهند ارتباط از کجا به کجا برقرار شده و موقعیت جغرافیایی آن کجاست. دوم، توان قطع کامل این ارتباط؛ آنها یک «کلید قطع» دارند و بهسادگی میتوانند استارلینک را از کار بیندازند. به همین دلیل است که پهپادها سقوط میکنند؛ چون به استارلینک متکی هستند و روسها آن را خاموش میکنند.
این فناوری در اختیار ایران قرار گرفت و ایران هم از آن بهخوبی استفاده کرد. آنها توانستند بهصورت بلادرنگ ارتباطاتی را که عوامل موساد، MI6 و CIA از کنترلکنندههای خود در خارج از کشور دریافت میکردند، رصد کنند. نهتنها از دستورات صادرشده آگاه شدند، بلکه مشخص شد این دستورات به چه کسانی میرسد و آن افراد دقیقاً در کجا حضور دارند.
پس از آن، نیروهای ایرانی وارد عمل شدند، این شبکهها را جمع کردند و ارتباطات را بهطور کامل قطع کردند. اکنون موساد، MI6 و CIA عملاً قادر نیستند با عوامل خود ارتباط برقرار کنند.به همین دلیل بود که شاهد این پرسش گسترده بودیم: «چرا ایران اینترنت را قطع کرده؟ اگر میگویند مردم را نمیکشند، چرا اینترنت را بستهاند؟» پاسخ ساده است: ایران اینترنت را قطع کرده تا مانع ارتباط سرویسهای اطلاعاتی خارجی با باقیماندهی شبکههایشان شود.در اقدامی از سر استیصال، اسرائیلیها محمولههای بزرگی از تجهیزات ارتقایافته استارلینک ارسال کردند؛ شاید با این تصور که مشکل فنی بوده و با تجهیزات جدید حل میشود. اما ایران این محمولهها را زیر نظر داشت، آنها را شناسایی و ضبط کرد.
در نتیجهی همهی این اتفاقات، این پروژه زودتر از موعد فروپاشید، حملات هوایی انجام نشد و یک خلأ زمانی ایجاد شد. به همین دلیل هم حملات هوایی در نهایت اجرا نشدند، زیرا دیگر هیچ پیوندی با تحولات میدانی نداشتند و عملاً بیاثر بودند .
سرویسهای اطلاعاتی خارجی طی سالهای گذشته در جذب نیرو و نفوذ عمیق آنها در داخل ایران بسیار موفق عمل کردهاند. نمونهی روشن آن را در جریان عملیات پهپادیِ جنگ ۱۲روزه دیدیم؛ جایی که ناگهان کارخانههای مخفی تولید پهپاد از هیچکجا سر برآوردند و خودروهایی در سطح کشور تردد میکردند که پهپاد پرتاب میکردند. همهی این اتفاقات درست زیر چشم دولت ایران رخ داد.
با این حال، دولت ایران در نهایت موفق شد این شبکه را شناسایی و متلاشی کند. اما پیام ماجرا این بود ـ و حتی یوآف کوهن، رئیس پیشین موساد، بهطور تلویحی به آن اشاره کرد ـ که «چیزهای بیشتری در آستین داریم». به نظر من، این همان مرحلهی بعدی بود.
سرویسهای اطلاعاتی خارجی با هماهنگی یکدیگر، بحرانی مالی و فروپاشی اعتماد عمومی در اقتصاد ایران را طراحی کردند؛ بحرانی که به شکلگیری اعتراضات واقعی و مشروع در خیابانها انجامید. به مدت دو روز، مردم ایران بهصورت مسالمتآمیز به خیابان آمدند و دولت نیز اجازهی برگزاری این تجمعات را داد. اما در روز سوم، هستههای سازمانیافته فعال شدند و از همانجا خشونت آغاز شد.هدف این بود که سطح خشونت آنقدر بالا برود که حکومت ناچار به واکنش شدید شود. سپس طراحان این سناریو بتوانند اوضاع را «ربایش» کنند.همزمان قرار بود حملات هوایی انجام شود تا توان واکنش دولت سرکوب شود و در نهایت شرایط برای وقوع یک انقلاب فراهم گردد. آنها تا آستانهی تحقق این هدف پیش رفتند.اما مشکل اینجا بود که دولت ایران، بهواسطهی کارآمدی اطلاعاتی، زودتر از زمانی که برنامهریزی شده بود، این پروژه را در نطفه خفه کرد.موساد، MI6 و CIA بهطور گسترده از استارلینک بهعنوان ابزار ارتباطی استفاده میکردند؛ چرا که این شبکه خارج از زیرساخت اینترنت داخلی ایران عمل میکند. ایران سالهاست که یک «کلید قطع» برای اینترنت دارد؛ قابلیتی که به دولت اجازه میدهد برای مقابله با ارتباطگیری گروههای مورد حمایت خارجی، اینترنت را بهطور کامل قطع کند.
در تابستان ۲۰۲۳، ایران با همین ابزار توانست هستههای نفوذی را بهخوبی مهار کند، زیرا کنترل کامل اتصال اینترنت داخل کشور را در دست داشت. استارلینک قرار بود این ضعف را برای سرویسهای اطلاعاتی جبران کند.
مشکل این بود که همین سرویسها در اوکراین نیز بهشدت از استارلینک استفاده کرده بودند؛ برای هدایت پهپادها، ایجاد ارتباطات میدانی و مدیریت خطوط نبرد. زمانی که نیروهای اوکراینی در اوت ۲۰۲۴ وارد منطقه کورسک شدند، ارتباطات بلادرنگ آنها کاملاً مبتنی بر استارلینک بود.
روسیه خیلی سریع متوجه شد که استارلینک به یک معضل جدی تبدیل شده است. من به یاد دارم که در اینباره با آلادینوف صحبت میکردم. روسها در واکنش، دو توانمندی منحصربهفرد توسعه دادند: نخست، قابلیت ردیابی استارلینک هم در مبدأ و هم در مقصد؛ به این معنا که اگر کسی از استارلینک استفاده کند، روسها میتوانند دقیقاً تشخیص دهند ارتباط از کجا به کجا برقرار شده و موقعیت جغرافیایی آن کجاست. دوم، توان قطع کامل این ارتباط؛ آنها یک «کلید قطع» دارند و بهسادگی میتوانند استارلینک را از کار بیندازند. به همین دلیل است که پهپادها سقوط میکنند؛ چون به استارلینک متکی هستند و روسها آن را خاموش میکنند.
این فناوری در اختیار ایران قرار گرفت و ایران هم از آن بهخوبی استفاده کرد. آنها توانستند بهصورت بلادرنگ ارتباطاتی را که عوامل موساد، MI6 و CIA از کنترلکنندههای خود در خارج از کشور دریافت میکردند، رصد کنند. نهتنها از دستورات صادرشده آگاه شدند، بلکه مشخص شد این دستورات به چه کسانی میرسد و آن افراد دقیقاً در کجا حضور دارند.
پس از آن، نیروهای ایرانی وارد عمل شدند، این شبکهها را جمع کردند و ارتباطات را بهطور کامل قطع کردند. اکنون موساد، MI6 و CIA عملاً قادر نیستند با عوامل خود ارتباط برقرار کنند.به همین دلیل بود که شاهد این پرسش گسترده بودیم: «چرا ایران اینترنت را قطع کرده؟ اگر میگویند مردم را نمیکشند، چرا اینترنت را بستهاند؟» پاسخ ساده است: ایران اینترنت را قطع کرده تا مانع ارتباط سرویسهای اطلاعاتی خارجی با باقیماندهی شبکههایشان شود.در اقدامی از سر استیصال، اسرائیلیها محمولههای بزرگی از تجهیزات ارتقایافته استارلینک ارسال کردند؛ شاید با این تصور که مشکل فنی بوده و با تجهیزات جدید حل میشود. اما ایران این محمولهها را زیر نظر داشت، آنها را شناسایی و ضبط کرد.
در نتیجهی همهی این اتفاقات، این پروژه زودتر از موعد فروپاشید، حملات هوایی انجام نشد و یک خلأ زمانی ایجاد شد. به همین دلیل هم حملات هوایی در نهایت اجرا نشدند، زیرا دیگر هیچ پیوندی با تحولات میدانی نداشتند و عملاً بیاثر بودند .
- ۱.۹k
- ۰۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط