{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part 17:

«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
وقت شام:
♕خانم و اقای پارک بفرمایید شام.
@بله بفرمایید😊
*ممنون.
/خیلی ممنون.
♕دخترم شما هم بیا(روبه ات)
+ب...بله چشم!
+ا..ری بیا دیگه.
☆خیلی خب!😒
_مامان من میرم دنبال هان.
♕شام بخور خودش میاد!
_ماشینش رو داده دست پدر دوست دخترش برای...
@برو پسرم!
♕او خیلی خب برو.
/پسرم!
_بله.
/میشه ات رو هم ببری مغازه و با خودتون برگرده؟
_برای چی؟(سرد اما اروم)
/را...راستش...
@چیزی شده؟
/راستش ات به غذای.....(اسمش رو نمودونم)حساسیت داره میخوام بره برای خودش چیزی بخره.
♕ای وای نمیدونستم شرمنده!
*این چه حرفیه تق....
_خب پس زود بیاید چون من عجله دارم(روبه ات)
+چ...چشم.
ویو ته:
با هم رفتیم سوار ماشین شدیم اما ظاهرا اون معذب بود...چون دامنش کوتاه بود منم برای اینکه انقدر اینور اونور نکنه و از دستش کلافه نشم کتم رو دراوردم و انداختم رو پاش.
+لازم نی...
_اکه بخوای همش سعی کنی دامنه کوتاهت رو بدی پایین و پاهات رو بپوشونی باعث میشه همش وول بخوری و منو کلافه کنی!(ته راست میگه هنوز حسی نداره به ات پس هوا برتون نداره🤪)
+ببخشید.
_(چیزی نمیگه)
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️‍🩹
یک پارت دیگه میزارم💕
دیدگاه ها (۶)

مرسی مهربونننننن🤧💖

عررررر هیون من دیگه نمیکشممممممممم😭بسه چرا انقدر دوست دارممم...

امشب پارت جدید داریمممممم🎀🤌🏻

ادیت خودمه😊✨زیاد خوب نشد🎀کاور شد....😔سولی💔به اوتاکو ها بر نخ...

آوای غمناک پیانو پارت ۳و منم رفتم اول با چاقو پشتشV×ATرو کمر...

p19

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط