{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او زن دوست داشت با کتابی زیر بغلش در خیابان راه برود

او [زن] دوست داشت با کتابی زیر بغلش در خیابان راه برود .
برای او همان اهمیتی را داشت که یک عصای زیبا برای مردی شیک‌پوش در یک قرنِ پیش.
این او را از دیگران متمایز می‌کرد.
- میلان کوندرا ، سبکی تحمل‌ناپذیر هستی
دیدگاه ها (۰)

ولی فقط دلم نبود که او را می‌خواست . قطره قطره خونم بود . بن...

قربانت گردم ؛تا کنون دو سه کاغذ فرستاده‌ام کهبدون جواب مانده...

وﺍﯼ ﺍﺯ ﺯﻥ ﻋﺎﺷﻖ! ﺣﺘﯽ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺯﺷﺘﯽ‌ﻫﺎﯼ ﻣﻌﺸﻮﻗﺶ ﺭﺍ ﻫﻢ می‌پرستد....

برخی از ما نه تنها گذشته ی خود را حمل می‌کنیم ، بلکه گذشته پ...

خانواده ی آگریل

وقتی دوستید شروع پارت ۲ : قلبم می خواست از داخل بدنم بیاد بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط