{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب میدیدم مرا در آغوشت گرفته و گرم میکنی...اما آنان خوا

خواب میدیدم مرا در آغوشت گرفته و گرم میکنی...اما آنان خواب بودند و اکنون مرا میان سر سبزی ها در بیداری به تن می‌چسبانی ماهزاد من..
دیدگاه ها (۰)

فکر میکردم هنوزم دوستم داری...پارت اولصدای شیشه های خورد شده...

_:اون اونقدر بهت نزدیک نیست و ارزش اینو نداره که به خودکشی ف...

ای لعنت بر آن ساعتی که چشمم به چشمت افتاد؛ای لعنت بر آن ساعت...

پارت8نشونه گرفت...همون لحظه جیهوپ با گلوله‌اش سر سارن رو سور...

✿ آشیانهٔ تهی ✿ همچو مجنون گفتگو با خویشتن باید مرا بی زبان...

نمیدانم اکنون که دوباره خام را به جوهر آمیختم ، چه در آن سر ...

مثل گیسوی تو من بخت سیاهی دارم؛جز تماشای تو از دور ، چه راهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط