ه نگاه به خودم ردم تو آنه چشماش اش پر شده بود تو آن
يه نگاه به خودم كردم تو آينه چشماش اشك پُر شده بود تو آينه ميديدمش لباش ريز تكون ميخورد بي روح بود اون دخترك توي آينه ميديدم دلش ميخواست قلبشو دربياره و پَرت كنه تو آينه به خودم اومدم ديدم اين منم مني كه شايد به فرداي شاد تري با تو فك ميكرد.