{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

چه شتابنده رفت و آخر شد
فصل ِ کوتاه ِ دلبری هایم
من چه دیدم به غیر ِ دلتنگی
در تکاپوی روح فرسایم ؟
بغض از پشت ِ بغض می آمد
در گلو می شکست آوایم
قلب ٍ آئینه از نفس افتاد
بس که موئید ، در تماشایم
در هیاهوی غم ، مچاله شدم
ماند رَدَّش به روی سیمایم
سرخی ِ گونه ام ز سیلی بود
بیش دیگر از این نمی پایم !
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

روانشناسی رابطه عاشقانه های شبنم

روانشناسی رابطه

تارهای مو مانند خطوط ظریف مینیاتور روی صورتش شلاق می‌زنند، ر...

جونگکوک مثل آتشفشانی که فوران کرده باشد آوا را رها کرد و با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط