{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون همیشه دور از چشم بقیه زخم می زد و می کشت،

اون همیشه دور از چشم بقیه زخم می زد و می کشت،
و وقتی من فقط یه چاقوی میوه خوری واسه حفاظت دستم گرفتم، به عنوان یه قاتل شناسایی شدم...
دیدگاه ها (۰)

ما زندگی رو به بازی میگیریم و تو بازیا زندگی می کنیم...!🐰👯‍♀...

تو وقتی جای خوابت عوض میشه، خوابت نمی برهاما من وقتی خوابم ن...

اون یواشکی بی شرف بود،ولی من آشکارا بی ادب بودم...مردمم که ظ...

وقتی یه نفر ایننننهمههههه زیاد با استعداد و ظریف بین و زیبا ...

پارت سی و شیشم

از چشم افتادن می‌تونه خیلی قشنگ باشه. فکر کن تمامتو واسه یکی...

____[Stirring Ashes]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط