{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخواهم،

میخواهم،
تصویر،
با تو بودن را نقاشی کنم،
اما فاصله ای که بین ماست،
در ورق جا نمی شود،
عزیز راه دورم،
کمی نزدیکتر بیا که می خواهم،
دوباره با تو بودن را حس کنم،
چرا که عطر یادت در خاطرم مانده،
و تنها انگیزه ای هستی که چشمانم،
هر صبح به امیدت باز می شود 😢💔
دیدگاه ها (۸)

از تو پنهون میکنم، شبای تلخ غصه مو، اون همه ستاره که بدون تو...

هوای، عاشقی با تو، مثل بهار جنگلهای شمالی، غیر قابل پیش بینی...

از، نگاهت، مثل نسخه ی پزشک چیزی، نمی شود خواند، اما ماه مهرب...

من بودم، و تو!!! و یک عالمه حرف،،، و ترازویی که سهم تو را از...

عاشقانه های شبنم

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط