من هیچوقت نتونستم یه سری چیزا رو درک کنم جنسیت زدگی ا
من هیچوقت نتونستم یه سری چیزا رو درک کنم : جنسیت زدگی ، اینکه خانواده ام رو نداشتم ، آزاد نبودن بیان احساسات ، آدم ها فراتر از تصور دنبال حاشیه ان و... .
میگفت چرا عصبی ای همش؟ چون من چیزایی رو تجربه کررم که حقم نبود ، تو باید پشتم میبودی و من به بودنت دلم باید گرم میبود نه اینکه خودت یه اهرم فشار برای نابود کردن من باشی ، من ناراحتم ازت چون هیچوقت نتونستم معنی واقعی خانواده و کمک گرفتن از خانواده و بودن احساسات و بیان کردنشون رو درک کنم . از خودم ناراحت ترم که اینقدر من رو تحمل پذیر احمق به بار اوردین و فکر کردین با تحمل کردنم بهم مدال میدن؟
امیدوارم هیچ خانواده ای بچه اش رو احمق به بار نیار و بفهمه باید در برابر ظلمی که بهش میشه حرف بزنه نه اینکه اینقدر بچه رو از اجتماع دور و محدود کنه و چیزی یادش نده که بچه بترسه از همه چیز .
میگفت چرا عصبی ای همش؟ چون من چیزایی رو تجربه کررم که حقم نبود ، تو باید پشتم میبودی و من به بودنت دلم باید گرم میبود نه اینکه خودت یه اهرم فشار برای نابود کردن من باشی ، من ناراحتم ازت چون هیچوقت نتونستم معنی واقعی خانواده و کمک گرفتن از خانواده و بودن احساسات و بیان کردنشون رو درک کنم . از خودم ناراحت ترم که اینقدر من رو تحمل پذیر احمق به بار اوردین و فکر کردین با تحمل کردنم بهم مدال میدن؟
امیدوارم هیچ خانواده ای بچه اش رو احمق به بار نیار و بفهمه باید در برابر ظلمی که بهش میشه حرف بزنه نه اینکه اینقدر بچه رو از اجتماع دور و محدود کنه و چیزی یادش نده که بچه بترسه از همه چیز .
- ۲۳۵
- ۲۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط