{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اما من،

اما من،
هرروز یک فنجان دلتنگی می نوشم…
هر ثانیه مشتی بغض گره می زنم…
و هربار برای رهایی از درد نبودنت،
پیاله پیاله دوست داشتنت را سر می کشم…!
و همچون شناگری ناشی
در رویای هر روزه ات غرق می شوم!
دیدگاه ها (۱)

وقتی دلتنگم بشقاب‌ها را نمی‌شکنمشیشه‌ها را نمی‌شکنمغرورم را ...

بوی توخطوط چهره‌اتلمس دستانتبا من هستنددر قلبمدر ذهنمگرچه تو...

وَ...میانِ تمامِاز دست رفته‌هایم هنوز (خودی) دارم کهسر سختان...

دیـالوگِ همیشه یـک نفـره ام راهـی مـرور میکـنم تا وقتی به چش...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

نومیدی

آن زمان، آنچنان مرا درگیر کرده بودی که با فکرت از هرچه کار د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط