{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان از زبان ا/ت

داستان از زبان ا/ت
وسایلمو جمع کردم ورفتم خونهی مامان بابام بابام جلوی در بود داست با تلفن حرف می‌زد سلام کردم ولی بابام بهم محل نداد رفتم تو مامانم داشت گریه میکرد رفتم پیشش گفتن
+چیده هاااااا (با نگرانی )
$فرار کن لطفا بعدش خون از دهنش اومد بیرونکه.......
اگر میخواید بدونی چیشد لایک و فالو کن❤
دیدگاه ها (۳)

خانما این هیتر بزنین زمین

سلام اگر از رومان خوشتون اومده لایک کیند اگر خوشتون نیومده ت...

علامت ا/ت+) علامت جنکوک _ علامت مامانت$ +چی میگ...

صبح که بیدار شدم دیدم مامانم داره گریه میکنه رفتم پیشش و ازش...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱

I'm not jealous part 15با خوردن زنگ آخر کش و قوسی به بدنم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط