{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان از زبان ا/ت

داستان از زبان ا/ت
وسایلمو جمع کردم ورفتم خونهی مامان بابام بابام جلوی در بود داست با تلفن حرف می‌زد سلام کردم ولی بابام بهم محل نداد رفتم تو مامانم داشت گریه میکرد رفتم پیشش گفتن
+چیده هاااااا (با نگرانی )
$فرار کن لطفا بعدش خون از دهنش اومد بیرونکه.......
اگر میخواید بدونی چیشد لایک و فالو کن❤
دیدگاه ها (۱)

خانما این هیتر بزنین زمین

سلام اگر از رومان خوشتون اومده لایک کیند اگر خوشتون نیومده ت...

علامت ا/ت+) علامت جنکوک _ علامت مامانت$ +چی میگ...

ادامه ی داستان ( کابوس عشق) پارت ۵ادامه: معلم اومد سر کلاس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط