و من

و من

و من
نیمی زن‌ام نیمی باد
که هر شب
تمامِ کوچه‌های شهر را
به در و دیوار می‌زنم:
پریشان
تب‌دار
و من
نیمی زن‌ام نیمی باران
که سال‌هاست
ناگفته‌های‌ام را باریده‌ام:
بر شانه‌های ناصبورِ تاریخ
نیمی زن‌ام نیمی کوه
که دردها تبر شده‌اند
تن‌دیسی بسازند
از من
شبیهِ من
و من
نیمی زن‌ام
نیمی زن
که پشتِ روسریِ هزارساله‌ام
هر شب
با گریه
خوابِ پرنده شدن می‌بینم..

💙💫
دیدگاه ها (۰)

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش اول_دنیا پر از آدم‌هایی است که همدیگر را گ...

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟟دوستت خواهم داشتدر سکوت، در کلام، در صلح، در جنگ‌.𓂃˖...

. نیمی زن‌ام ...

و من نیمی زن‌ام نیمی باد ڪه هر شب تمامِ ڪوچه‌های شهر را به د...

🩷🌺#شیشه‌عطرِ‌بهار‌لبِ‌دیوار‌شکست🌺🩷و #من نیمی #زن‌ام نیمی باد...

نوستالژی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط