{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ویو اتاقمم

ویو اتاقمم...
چه بارون قشنگ و شدیدی میاد:))

تنها دل خوشیه من این ویوعه! چجوری من به این پنجره ها چسب بزنم!؟؟

امروز منو مامانم و آجیم رفتیم به خونه ی قبلیمون سر زدیم... کنارشو زده بودن... خونمون خراب شده بود...

خونه ای که توش خاطره ها داشتم...

ب هر حال باید خداروشکر کنم که خونمونو عوض کردیم! اگه اونجا میموندیم من الان مرده بودم هاهاا😂😔

دلم شکستهههه
دیدگاه ها (۸)

درمانگر عشق. پارت۴۴

اینم از نقاشیم:))

شرمنده بنا به دلایلی چالش کنسل شداحتمالا فردا اووو راستی میخ...

درمانگر عشق. پارت۴۳

داستان ترسناک

ITERATION 144

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط