{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق جانان همچو شمعٖم از قدم تا سر بسوخت

عشق جانان همچو شمعٖم از قدم تا سر بسوخت
مرغ جان را نیز چون پروانه بال و پر بسوخت

عشقش آتش بود کردم مجمرش از دل چو عود
آتش سوزنده بـر هم عود و هم مجمر بسوخت...

#عاشقانه
#خاصترین
دیدگاه ها (۲)

حیران نشسته ماه به تنها نشستنموین قطره قطره اشک به مژگان شکس...

اهل آرامش که شدی آرام آرام درک می کنی که ساکنین این وادی همه...

بی تو دل و جان من سیر شد از جان و دلجان و دل من تویی ای دل و...

جان به لب آورده‌ام تا از لبم جانی دهیدل ز من بربوده‌ای باشد ...

بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشتسوز و گداز شمع و من و دل اثر...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

چشم هایم خیس آن روز نبودن می شوددر فراغت بال احساسم پریدن می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط