{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شرلوک از من میخوای ادامه بدم...اما اینقدر کوری که نمیبینی

شرلوک از من میخوای ادامه بدم...اما اینقدر کوری که نمیبینی...تن من پر از خونه...خون قربانی هام...خون و نفرین خانواده هاشون...خون احساساتم...چیزی که میخواستم باشم این نبود....من نمیخواستم همه چیز بهم بریزه...تا قبل تو همه چیز خوب بود چون احساس نمی‌کرد بخاطر این کار ممکنه ازم متنفر شی...ممکنه دوستم نداشته باشی تو اومدی و باعث شدی حس کنم میخوام چیزی باشم که تو دوسش داری
دیدگاه ها (۱۰)

برادر نیست که یه پا ددیه واسه خودش

سباستین برام مهم نیست چجوری باشی چقدر زخم روی بدنت داشته باش...

بچه نمیخواست موریارتی بودنو قبول کنه...به خدا ما خوبیم اسممو...

نواده نیست که لامصب خود منه فقط شعور نداره ....نواده زیبام ر...

میدونم یه سال گذشته ولی خب تصمیم گرفتم ادامش بدم 🫠پارت سه : ...

سلام من رقیه هستم تازه وارد ویسگون شدم یه استی هستم دوساله ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط