شرلوک از من میخوای ادامه بدم...اما اینقدر کوری که نمیبینی
شرلوک از من میخوای ادامه بدم...اما اینقدر کوری که نمیبینی...تن من پر از خونه...خون قربانی هام...خون و نفرین خانواده هاشون...خون احساساتم...چیزی که میخواستم باشم این نبود....من نمیخواستم همه چیز بهم بریزه...تا قبل تو همه چیز خوب بود چون احساس نمیکرد بخاطر این کار ممکنه ازم متنفر شی...ممکنه دوستم نداشته باشی تو اومدی و باعث شدی حس کنم میخوام چیزی باشم که تو دوسش داری
- ۲.۶k
- ۱۷ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط