{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه کامنته زیر این پست بود که نوشته بود هنیبال قبل اینکه و

یه کامنته زیر این پست بود که نوشته بود هنیبال قبل اینکه ویل ببینه اونقدر احساس تنهایی نداشت و بعد از آشنا شدن با ویل بود که تازه این احساس بیشتر براش ملموس شد و برای همین هروقت ویل نمیتونست بیاد جلسه های تراپی هنیبال ناخودآگاه احساس تنهایی و رهاشدگی میکرد
دیدگاه ها (۵)

عاشق این ادیت هستمو بعید میدونم با یکبار دیدنش متوجه بشید چی...

نمیشه به هانیبال خرده گرفتاز حادثه ای که در کودکیش اتفاق افت...

وای پناه بر خدا چقدر مثل زن و شوهر ها رفتار میکنن اینا😭

دختر ، پدر ، ماد- چیز ، اون یکی پدر🥰

اون تنها بود...بعضی اوقات از ترس اینکه آسیب ببینه با کسی حرف...

لیلی:: دیده بودمت...ویل:: چی؟(متعجب)لیلی:: من دختر معمولی ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط