LOVE
"LOVE"
GHAPTER:¹
PART:⁵
آنی:باشه
ته:خب ببین برای زدن اسبک..............
"از زبان آنی"
واییی خیلی قشنگ و با حوصله توضیح میداد وقتی داشت حرکت ها رو میزد به دستاش نگاه میکردم وای آنیا دختر تو رو دستاش کراش زدی(ادمینتون روی رگ دستای تهیونگ کراشع😂)
ته:حواست به من هست
آنی:ها چی بله
ته:میگم حواست با من؟
آنی:آره
ته:از اینجا تا ته سالن اسبک صاف بدون هیچ کج بودنی بزن
آنی:ولی چجوری
ته:تازه توضیح دادم فرمولشُ بزن
آنی:اوکی.
آنی با دست به توپ زد ولی توپ کج رفت
تهیونگ دستای آنی رو بادستاش درست کرد و توپ رو تو دستش تنظيم کرد وقتی دستای گرم تهیونگ تو اون سرما به دست آنیا میخورد زربان قلب دختر بالا نیرفت بلاخره ساعت ²نصف شب بود آنیا تنرینش تموم شد آنی لباسش رو پوشید و داشت از در بیرون میومد که تهیونگ دستش رو گرفت و گفت:.....
ادامه دارد🦋
چطور شد؟
GHAPTER:¹
PART:⁵
آنی:باشه
ته:خب ببین برای زدن اسبک..............
"از زبان آنی"
واییی خیلی قشنگ و با حوصله توضیح میداد وقتی داشت حرکت ها رو میزد به دستاش نگاه میکردم وای آنیا دختر تو رو دستاش کراش زدی(ادمینتون روی رگ دستای تهیونگ کراشع😂)
ته:حواست به من هست
آنی:ها چی بله
ته:میگم حواست با من؟
آنی:آره
ته:از اینجا تا ته سالن اسبک صاف بدون هیچ کج بودنی بزن
آنی:ولی چجوری
ته:تازه توضیح دادم فرمولشُ بزن
آنی:اوکی.
آنی با دست به توپ زد ولی توپ کج رفت
تهیونگ دستای آنی رو بادستاش درست کرد و توپ رو تو دستش تنظيم کرد وقتی دستای گرم تهیونگ تو اون سرما به دست آنیا میخورد زربان قلب دختر بالا نیرفت بلاخره ساعت ²نصف شب بود آنیا تنرینش تموم شد آنی لباسش رو پوشید و داشت از در بیرون میومد که تهیونگ دستش رو گرفت و گفت:.....
ادامه دارد🦋
چطور شد؟
- ۲.۸k
- ۰۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط