هنوز میبارم و نمیفهمم این چشمه اشک مگر چه گنجایشی دارد
هنوز میبارم و نمیفهمم این چشمه اشک مگر چه گنجایشی دارد؟
و اصلا مگر میشود گریه نکرد در فقدان بزرگ مردی که تاریخ کمتر نظیرش را به چشم دیده...
نازنین زهرا اشکهایم را پاک میکند...
میدانم جلوی چشم او نباید اشک ریخت اما اراده ای ندارم...
من از این اراده بیزارم...
من از این روزهای اشک و آه بیزارم...
خشم تا حنجره ام بالا آمده...
خواب از چشمانم فراریست...
چشمی نمانده که بخواهد بخوابد...
نازنین میزند زیر گریه...
قهر میکند...
پایه پایش من هم گریه میکنم...
و اصلا مگر میشود گریه نکرد در فقدان بزرگ مردی که تاریخ کمتر نظیرش را به چشم دیده...
نازنین زهرا اشکهایم را پاک میکند...
میدانم جلوی چشم او نباید اشک ریخت اما اراده ای ندارم...
من از این اراده بیزارم...
من از این روزهای اشک و آه بیزارم...
خشم تا حنجره ام بالا آمده...
خواب از چشمانم فراریست...
چشمی نمانده که بخواهد بخوابد...
نازنین میزند زیر گریه...
قهر میکند...
پایه پایش من هم گریه میکنم...
- ۳.۵k
- ۱۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط