قرعه کشی بود وسط میدان انقلاب وسط اون همه جمعیت اس

⁨ ⁨ قرعه کشی بود. وسط میدان انقلاب، وسط اون همه جمعیت. اس

⁨ ⁨ قرعه کشی بود. وسط میدان انقلاب، وسط اون همه جمعیت. اسمش را که خواندیم،. بعد بغضش ترکید، اما تو اون بغض، فریاد زد: «جانم یا حسین...»
انگار نه از روی قرعه، انگار از روی اجابت بود. انگار آقا خودش توی اون شلوغی صداش زده بود و جوابش همین بود: نه با خنده، نه با ذوق زدگی، با بغض و یه «جانم یا حسین» شکسته.
بعضی رفتنها این شکلیه . نه با سروصدا، با اشک. نه با بلیط، با احضار.
خوشا به حالش... کاش ما هم یک‌روز توی میدان انقلاب ، همینطور، صدایمان بزنند.

#قرار_بی_قرار #اولین_سفر⁩⁩
دیدگاه ها (۲۴)

برده عمارت جئون

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 81به مناسبت ۷۰۰ تایی...

⁨⁨قرعه کشی بود. وسط میدان انقلاب، وسط اون همه جمعیت. اسمش را...

توی اون جمعیت ، یه خانواده بودن که نمیدونستن قراره با هم راه...

ادامه پارت قبل یون بیول دلخور از اتاق خارج شد جلوی اتاقش ه...

---یون با قدم‌های آرام اما مصمم، یونا را به اتاق خودش برد.در...

"نیویورک"۶[فصل۴تو کی باشی]

chapter 2p13بغض، اول مثل یه خراشِ ریز ته گلوش نشست.بعد سنگین...

وقتی بین بچه هاش فرق می‌گذاشت P¹از وقتی ته گوک به دنبا امده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط