قرعه کشی بود وسط میدان انقلاب وسط اون همه جمعیت اس
قرعه کشی بود. وسط میدان انقلاب، وسط اون همه جمعیت. اسمش را که خواندیم،. بعد بغضش ترکید، اما تو اون بغض، فریاد زد: «جانم یا حسین...»
انگار نه از روی قرعه، انگار از روی اجابت بود. انگار آقا خودش توی اون شلوغی صداش زده بود و جوابش همین بود: نه با خنده، نه با ذوق زدگی، با بغض و یه «جانم یا حسین» شکسته.
بعضی رفتنها این شکلیه . نه با سروصدا، با اشک. نه با بلیط، با احضار.
خوشا به حالش... کاش ما هم یکروز توی میدان انقلاب ، همینطور، صدایمان بزنند.
#قرار_بی_قرار #اولین_سفر
انگار نه از روی قرعه، انگار از روی اجابت بود. انگار آقا خودش توی اون شلوغی صداش زده بود و جوابش همین بود: نه با خنده، نه با ذوق زدگی، با بغض و یه «جانم یا حسین» شکسته.
بعضی رفتنها این شکلیه . نه با سروصدا، با اشک. نه با بلیط، با احضار.
خوشا به حالش... کاش ما هم یکروز توی میدان انقلاب ، همینطور، صدایمان بزنند.
#قرار_بی_قرار #اولین_سفر
- ۱.۴k
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط