{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌خواستم او را در آغوش بگیرم و در خودم حل کنم. چنان دریا

می‌خواستم او را در آغوش بگیرم و در خودم حل کنم. چنان دریایی که کسی را در خود غرق می کرد.
دیدگاه ها (۰)

احساس میکنم خیلی خستم احساس میکنم اون آدمیکه واقعا بودمو هیچ...

مرور زمان همه چی رو ثابت میکنهتو فقط صبر کن

دلم تنها تورا میخواهدو از همه جا دور شدن راشبیه به قصه ای نا...

و برای توکه چنان دوستت دارمکه ای کاش کسیاین گونه مرا دوست می...

پارت ۳۹پدرم مرده بود.برای اولین بار بعد از سال‌ها توانستم او...

رفقا ناموصا من مگه رفتم تصادف کنم ک عکس بگیرم ناموصا من عکس ...

«حضورت بهشتی‌ست که گریز از جهنم را توجیه می‌کند؛دریایی که مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط