{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ظاهرا یه دختر بچه تو کنسرت داشته گریه می‌کرده و جیمین‌ هم

ظاهرا یه دختر بچه تو کنسرت داشته گریه می‌کرده و جیمین‌ هم متوجه شده و کلاهشو داده به استفا تا بدن به اون دختره و بعدم بهش اشاره می‌کنه که دیگه گریه نکنه😭😭😭

پسر مهربون😭

(من برم بمیرم بهترههه😭😭😭😭 اییییی خداااااا)
دیدگاه ها (۱۸)

آرمی =کارخونه سم سازی🤤🤩 (خدا وکیلی این چه کاریه اخههه)

حرف‌های پایانی نامجون در روز سوم کنسرت در مکزیکحالتون چطوره ...

رمان سرنوشت منو جیمین در حال تموم شدن هست رمان جدید داریم که...

خب خب توضیحاتاسم . Shade and Shineتعداد پارت . بالای 20 تا پ...

لینا: چی من کجاممیسی: بیمارستان مامان دکتر گفت مسموم شدیجیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط