دستم به دوست داشنت

دستم به دوست داشنت
ڪه بنــد شــده
از دنیا بی نیاز شده ام
چــرا ڪــه
تُ یی را دارم ڪــه
هیـچ ڪس نـدارد...
جُـــز مــن
دیدگاه ها (۰)

مثل نگهبانی غمگینپیشانی‌ام را بر شیشه‌ی پنجره گذارده‌ام آن‌ط...

تو جور دیگری بیااز آن آمدن ها که رفتن ندارنداز آن ماندن ها ک...

محبت پیوندمحڪمیست ڪہفاصلہ نمیشناسد...هر ڪجا ڪہ باشےدر خاطرہ ...

عاشقی فصل ندارد! اگر گونه‌ات سرخ و دلت لرزیداگر هر شب به تما...

.‌‌ #آخرین بازمانده‌ے #دلخوشی‌هاے منی،«برایم #بمان لطفا!»هر#...

پارت ۲ فیک مرز خون و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط