مادر بزرگم وقتی بچه بودمو سرما میخوردم به پدرمو مادرم می
مادر بزرگم وقتی بچه بودمو سرما میخوردم به پدرمو مادرم میگفت:تا شب نشده ببریدش دکتر،شب که بشه،دردش بیشتر میشه.اون موقع ها نمیفهمیدم منظورش چیه، همیشه بهش میگفتم:مامان بزرگ ینی چی که شب دردش بیشتر میشه؟اصن چه ربطی داره؟ اونم آهی میکشیدو دستی روی موهام میکشدو با صدایی لرزون میگفت: وقتی بزرگ شدی میفهمی اون موقع هست که یاد من میوفتی میگی که حق با من بود.
الان که نزدیک ده سال از اون زمانا میگذره و دیگه مادر بزرگم پیشم نیست که برمو سرمو بزارم رو پاش و بهش بگم....
آره مامابزرک حق با تو بود...
شب دردو بیشتر میکنه.....
شب درد نبودنو درد شکتو درد زخمای قلبو بیشتر میکنه........
شب خیلی درد داره خیلی مامانبزرگ......
چطوره؟خودم نوشتم
الان که نزدیک ده سال از اون زمانا میگذره و دیگه مادر بزرگم پیشم نیست که برمو سرمو بزارم رو پاش و بهش بگم....
آره مامابزرک حق با تو بود...
شب دردو بیشتر میکنه.....
شب درد نبودنو درد شکتو درد زخمای قلبو بیشتر میکنه........
شب خیلی درد داره خیلی مامانبزرگ......
چطوره؟خودم نوشتم
- ۱.۹k
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط