{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یاد اون روزی افتادم که از کلاس رفتم بیرون ده دقیقه بعد او

یاد اون روزی افتادم که از کلاس رفتم بیرون ده دقیقه بعد اومدم تو کلاس دیدم چادرم تو سطل آشغاله 🙂
یاد اون روزایی افتادم که بخاطر چادرم چقدر از همکلاسی هام مشت میخوردم همیشه بازوهام کبود بود 🙂
همیشه قلبم زخمی بود بخاطر تيکه هایی که بهم مینداختن بخاطر چادری بودنم
باز هم من انقدر عاشق چادرم هستم‌ که با اینکارهای یه مشت آدم بی مغز از چادرم ضده نشم 🙂✌️
دختر شیعه ام
غیرت علوی و حیا و شجاعت فاطمی دارم
کسی که طعم عشق به چادر رو بچشه محاله چادر رو زمین بزاره
تو دنیایی که دختر پیامبر رو کتک زدن چادرش رو سوزوندن، تو دنیایی که چادر دختر ولی خدا رو از سرش کشیدن
معلومه به چادر یه دختر 18 ساله رحم نمی‌کنن🙂
دیدگاه ها (۲۵)

و گواهی میدهم که مرگ حق است...

پدرم بود که انداخت در خیبر را...

「بسم رب او:)」•جوجه‌فرمآنده‌من•🗡❤️‍🩹🗡❤️‍🩹🗡❤️‍🩹🗡❤️‍🩹🗡❤️‍🩹🗡❤️‍🩹...

راز یک وکیل مدافع♟️³×خب،کی مهمونی رو گرفته؟÷دادستان اون طرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط