{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مست و خراب چشمانی بودم که زمانی همه دنیای من بود خواب و خ

مست و خراب چشمانی بودم که زمانی همه دنیای من بود خواب و خوراک را از من گرفته بود
حال چند روزیست ازش بی خبرم در بی خبری بودن بهتر است که تورو ابله فرض کن...
۱۴۰۱/۳/۶
دیدگاه ها (۲)

گاهی فقط سکوت کنی بهترین حرف

ی حسرت دیدار تو در سینه ی ماای عشق تو آبروی دیرینه ی مابرگرد...

#قمار_سرنوشت پارت⁹ویو ته با سر و صدا از خواب بلند شدم سرم خی...

part ²ویو روکا بعد از این که ساعتو نگاه کردم دیگه چیز حس نکر...

I need you're body part 18ویو نیلا آقای لمپارد رفت و من یه ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط