جایی خوانده ام پرنده ای که

جایی خوانده ام پرنده ای که
به روی شاخه درخت نشسته
هیچوقت نگران شکستن شاخه و
سقوط نیست !
زیرا او به شاخه اعتماد نکرده بلکه
به بال و پر خود اعتماد دارد ...

آن روز فهمیدم زنی که قوی است،
زنی که اعتماد به نفس دارد ...
زنی که میداند دویدن آهو از
چشمانش زیباتر است
زنی که در شرایط بحرانی زندگی
همیشه یک راه دوم در آستین دارد
این زن فقط میتواند یک پرنده باشد !

چه یک گنجشک مادر ...
چه یک عقاب بالای دره
که فقط به قدرت خدای قاضی
بالای سرش و به قدرت بالهایش
ایمان دارد و به همین خاطر تا همیشه
فانوس روشن خانه اش آبی تر
اجاق خانه اش گرمتر و
کودکانش شادتر هستند حتی در این روزهای تلخ کرونایی !
دیدگاه ها (۵)

غصه نخور رفیقِ دلتنگ و خسته‌ی من...،پاییز قرار نیست همواره ف...

از یک جایی به بعد یاد می گیری که دیگر خودت را درگیرِ "دوستت ...

نه هیچ انسانی دوست توست و نه هیچ انسانی دشمن توست؛بلکه هر ان...

محبت مانند "شکر" است وآدم‌ها مانند "یک فنجان چای"کم بریزی، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط