{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آگاهم

آگاهم
از این بی ثمر دویدن‌ها
به امید زیستن‌ها
به انتظار نشستن‌ها

آگاهم

پس ای نفس خسته من
کمی ارام بگیر
کم کن این سوز جگر سوز را

بگذار کمی ارام بگیرم

آخـــر من...
خودم را به خودم بدهکار شدم
آه ای نفس خستــه من
بگذار اسوده بمیرم


#امیرعلی_قربانی

شبتون بدور از دلتنگی
دیدگاه ها (۳۲)

هـمان گلـدان شمعـدانـیپشـت پنـجـره‌امکه چشـم خیــس انتـظارش ...

مــن تـو را باختــمو شـــب‌هــای بعـــد... تکـــرار همیــنیـ...

گاهـی دلـم برای تنــم می‌ســوزدیک تــنبرای این همه دردکم بــ...

مــنم آن خـیابان سـرد زمستــانیپـر از از کارتـن‌‌هـای کهخیـا...

𝒯𝒽𝑒 𝑔𝒾𝓇𝓁 𝓌𝒽𝑜 𝓈𝓂𝑒𝓁𝓁𝑒𝒹 𝓁𝒾𝓀𝑒 𝓇𝑜𝓈𝑒𝓈دختری که بوی رز می‌دادپارت دو...

سایه ای میان ما

قول هر شب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط