{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیلوفری پیچیده در بحبوحه ی درد نهفته دیرینی بودم اما نفری

نیلوفری پیچیده در بحبوحه ی درد نهفته دیرینی بودم اما نفرین سیاه چاله چشمان تارینت مرا به پای صلیب کشاند. این عشق... سوگند به میوه ممنوعه ای که قداستم را به گناهی شیرین مبرا کرد.
#بی_تی_اس #تهکوک
دیدگاه ها (۱)

On these exhausting Fridays, I write to you, in the hope tha...

تاحالا شده به سرت بزنه که بهم زنگ بزنی بعد از اینکه چند پیک ...

where are you..#تهکوک

جونگ کوک به منظره شهر خیره ماند. باد موهایش را پریشان میکرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط