{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم درکنار زندگیم

از من اصرار و از او انکار...
تصدقش که دلش نمی‌آمد من هم
سرما بخورم
آخر شب بود و پاییز بود و باران
من بودم و یار بود و خیابان
و حالا
من مانده امُ
سرفه هایی که از هر چیزِ دیگری
بیشتر می‌چسبد!
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

آن شبـ ؛ـ؛ ۱آن شب٬ باران می آمد ، سرد بود ، قطراتش روی پوست ...

𓂃 ‌◟𝑐ℎ𝑒⋆𝑟𝑟𝑦 ʾʿ 𝑏𝑙𝑜𝑠𝑠ʾ𝑜𝑚 𝐴𝑚ْ𝑎𝑦ʾʿ𝑎 🌸𓂃خب خب ،وقت دونستن درمورد ...

دیدار دوباره..[p1]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط