{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part

part25
اسم رمان:رویای سلطنتی



(جیمین اسب هارو آماده کرد......و...بیستا از بهترین سرباز هارا برای محافظت....از پادشاه گذاشت....و....خودش هم رفت تا آماده بشه.....)



ویو سر مزار لینو،جینا



چانسو:مادر،پدر(بغض)


چانسو:نمیدونم...نمیدونم...باید چیکار کنم....چکار کنم....که‌‌.نکردم...چجوری دل بقیه رو.....شاد کنم....چجوری از مردم محافظت کنم؟؟؟....الان بر کنار شم و داداش جیمین رو پادشاه کنم؟؟یا هنوز زوده...؟؟



.......




چانسو:من باید چیکار کنم....مادر،پدر......لطفاً به من بگین(گریه آروم)


(جیمین....آروم اشکاش سرازیر شد)



......



ویو عمارت~~




(دیگه نزدیکای غروب بود جیمین و چانسو هر کدام.....به اتاق خودشون....برای....استراحت رفتن......)






.......





ادامه دارد..........
دیدگاه ها (۵)

part24اسم رمان:رویای سلطنتیجیمین:ثرورم....من رو خواستین؟؟......

part23اسم رمان:رویای سلطنتییک سال بعد~~(حدود یک سال از این ج...

نام فیک: عشق مخفیPart: 4 ویو ات*سنگینیه نگاهی رو روی خودم حس...

شاهزداه شیطانی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط