{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اتفاقی دیدمش و از کنار هم رد شدیم و به هم نگاه کردیم و ل

اتفاقی دیدمش و از کنار هم رد شدیم و به هم نگاه کردیم و لبخند زدم و مرا نشناخت ...

فهمیدم بسیار شکسته شده‌ام و او نیز آن‌قدرها که می‌گفت دل نبسته‌ بود ...

رد شدم و حس کردم دارم در شهری کوچک در کشوری دور راه می‌روم ...

بله ، خانه‌ی آدمیزاد ممکن است یک‌ مرتبه گم شود ...
دیدگاه ها (۲۵)

می‌گفت آدم اگه بخواد، بالاخره یه دلیلی یه چیزی یه کَسی رو پی...

از زن گُریختم به آخر قصه آخر قصه خود زن بود .‌.. ایستادم به ...

لذت جانکاه یادآوری : در ستایش بوسه‌ای کوتاه و شادکامی اندک ...

گاهی اوقات با ما آدم بزرگ‌ها هم مهربان باشید و گولمان بزنید....

🌸 نیایش صبحگاهی 🌸🍃🌸خدایا، در این سپیده‌دم که جهان در حال بید...

در وسعت این جهان، روح رنجورم جز میان سطرهای نوشته‌هایم پناهی...

شعری زیبا از افشین علا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط