{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب تولدم

شب تولدم
پارت 47
فصل دوم
پارت18
ات: قول میدی
جونگ کوک: بستگی داره
ات: پس منم بستگی داره یا قول بده کاریشون نداری یا نمیگم
جونگ کوک: اخه اوف ات از خودشون میپرسم
ات: باشه بپرس
ویو جونگ کوک:
همش تو فکر بودم که چیکار کردن تا اینکه رسیدیم مرکز خرید رفتیم خریدمون رو کردیم 16 دست لباس برای ات گرفتم و رفتیم کافه
جونگ کوک: تهیونگ و جیمین چیکار کردین شما دوتا
تهیونگ: چیو (نگاهی به ات)
کلی: چیزه اصلا اونجوری که فکر میکنی نیست
ویو ات: با سرم به کلی اشاره کردم که ادامه نده
جیمین: من کاری کردم خودم خبر ندارم
تهیونگ: من یه سرویس برم
ات: منم میخوام برم میام باهات
ویو راهرو WC:
تهیونگ: چی گفتی به کوک ات
ات: مگه تو یادته اصلا مست بودی تهیونگ
تهیونگ: ربطی نداره من یه اشتباه کردم کلی بهم گفت ولی نباید بهش میگفتی
ات: نگفتم
تهیونگ: جیمین هم؟ اصلا ات میدونی مارو میکشه
ات: نگفتم بهش هیچی فقط ازم پرسید چیشده تهیونگ و جیمین کاری کردن گفتم اره و هیچی رو براش نگفتم
تهیونگ: وای اگه بفهمه میکشتمون
ات: درستش میکنم بریم
تهیونگ: امیدوارم
جونگ کوک: خب بیا اقای کیم سریع باشید بگید چیکار کردین
ات: عزیزم میشه بزاری برای بعد خودم بهت میگم بچه ها سریع قهوه رو بخورید شما برید خونه منو جونگ کوک یکم میریم راه میریم میایم
جیمین: باشه
ویو تهیونگ: سریع از سر میز بلند شدیم و رفتیم داخل ماشین و رفتیم خونه
ویو ات:
با جونگ کوک یکم راه رفتیم و بعد از 30 مین سوار ماشین شدیم
ات: عزیزم میشه بزاریمبرای یک وقت دیگه مثلا وقتی برگشتیم سئول بهت میگم
جونگ کوک: قول میدی؟ چون نمیخوام چیزی ازم پنهان کنی
ات: قول میدم
جونگ کوک: بهت اعتماد کردم
دیدگاه ها (۵)

شب تولدم پارت 46 فصل دوم پارت 17صب ساعت 9:00ویو ات: از خواب ...

شب تولدم پارت 45فصل دومپارت 16جونگ کوک: تهیونگ چرا اینجوری ا...

شب تولدم پارت 33فصل دوم پارت 4از صف تاب زدم بیرون رفتم پیش ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط