{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سهم من از آدمایی که دوستشون داشتم،

سهم من از آدمایی که دوستشون داشتم،
یه مشت خاطره بود،
یه دنیا ناامیدی،
و مرگی که هیچ‌کس ندید.

از اون روز،
روحم توی تابوت خوابید
و جسمم فقط نفس کشید.
دختر جنوبی 💔
@zeinab3124
دیدگاه ها (۰)

می‌گویند ما زخمِ آغوش‌هایی هستیم که به امن بودنِ صاحبشان ایم...

از یه جایی به بعد،دیگه گریه هم نمی‌کنی.فقط می‌شکنی...اون‌قدر...

می‌گویند هنوز زنده‌ای...کاش می‌دانستند مرگ همیشه ایستادنِ نف...

تو بچگی، هفت‌ساله خوابیدم...پنجاه‌ساله بیدار شدم.از همان شب،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط