{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین پست:هیچ نیست

آخرین پست:هیچ نیست
هیچ نبود
نمی دانم کیست
نمی دانم چیست
آشنایی از دور ...
آشنایی در دل ...
فریاد می کشید مرا !!!
نمی داند،
نمی داند
شاید
یک روز بدانی،
و بخوانی
که بی تو
لحظه های شور جوانی ام
چگونه پیر و
سرد و بی کلام،
خاموش شدن
قلب من
گرمی می خواهد
سرد ...
سرد
چرا این فصلِ حسرت نمی گذرد
تا نوری بیاید
و آفتابی بتابد؟
من چه تلخم امروز
و چه اندازه تنم از تو خالی ست ....
دیدگاه ها (۱)

روزی می رسد که دلت برای هیچ کس به اندازه من تنگ نخواهد شد..ب...

همش خیاله ..خیالش هم قشنگه

قصه هشتم: میثم تمارکسی که حتی با زبان بریده، حقیقت را فریاد ...

از دلی که دیگر مال من نیست چند روز پیش،بعد از آن‌که بغضِ نوش...

لعنتی، تمام آن ساعت‌ها به این فکر می‌کردم که مگر نمی‌گویند م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط