{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اوخدا

اوخدا .....
دلم تنگ شده ...
نمیدونم چرا ولی انکار افتادم توی اون حالتی و بازه ای که خاطرات گذشته داره برام مرور میشه و خاطرات هم چیزای خوب داره و هم بد ....
هر کدوم از چیزای خوب هم انگار یه پارچه ای پر از تیغ روی اون رو پوشونده و اون پرده گذر زمان و دلتنگیه .. مرور هر کدوم از اونها مثل مالیدن اون پارچه به بدن و خوابیدن باهاش مثل یه پتوعه ... دردش داره زیاد میشه دیگه ..
دیدگاه ها (۰)

ما قبلا خیلی بهم نزدیک بودیم ولی اونا عوض میشن انتخابشون...س...

باشه ؟؟؟شبتون بخیر .. خوب بخوابید ‌‌‌.. کسی نباید بدون شب بخ...

نظم نوین جهانی با توسعه هوش مصنوعی که تا سال بیست سی به اوج ...

مگه من چی خواستم؟{طابع قوانین ویسگون}-عشقم بهتری&اره خیلی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط